خرداد ۱۵، ۱۳۹۲

چون سیبی از درخت.

نمی‌دانم چرا غمگین نیستم. طبیعی نیست به نظرم، که حالم این قدر خوب باشد. فکر می‌کنم نکند همه این چندسال خودم را سر کار گذاشته بودم؟
کاش روال عادی‌ش را داشت. می‌نشستم گریه‌زاری می‌کردم و غصه می‌خوردم. بعدش تمام می‌شد لابد. ولی هیچ‌وقت هم روال عادی‌م گریه‌زاری نبوده. روال عادی‌م همین بوده که بنشینم تماشا کنم، حتا با لب‌خند، با حال خوب، فقط یک اندوه ملایم در حاشیه باشد که تمام نشود. 

۱ نظر: