گفتن ندارد که حالم گرفته است اساسی. نفس تنگی، بی اشتهایی، پریدن پلک چشم، کابوس های شبانه و روزانه، این حال منی است که توی یک شهر کوچک و نسبتن آرام نشسته ام و برای امتحان سازه های مرکب درس حاضر می کنم و فقط خبرهای پایتخت را از گودر و فیسبوک و وی او ای دنبال می کنم.
خرداد ۳۰، ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دقیقا!!!الان تنها تفاوتی بین این حال من و تو هست اینه که من الان برا سه تا امتحان پشت سر هم درس می خونم که یکی ش هم اخلاق اسلامه!
پاسخ دادنحذف