مهر ۱۴، ۱۳۹۰

کتابخانه

امروز رفتم کتابخانه‌ی عمومی میرداماد. بنای عجیب و غریبش را هر وقت از سفری برمی‌گشتم اول شهر می‌دیدم. ظاهرش خوب است به‌نظرم. به دید من که معمار و زیبایی‌شناس نیستم خوب بود. بالاخره آدمی‌زاد لازم نیست کارشناس باشد برای همه چیز هم. یک چیزی داریم به اسم حس که حس من به فضای ظاهری این کتابخانه خوب بود و چیزی‌ش توی ذوقم نمی‌زد. اما فکر می‌کنم معماری غیر از قر و قمبیل‌های زاویه و هلال و سقف ژیگولی و دیوار و ستون مکش‌مرگ‌ما مسائل دیگری هم تویش مطرح است. مثلن‌ این که کاربرد بنا چی‌است و چه ویژگی‌های خاصی باید داشته باشد (درست می‌گم نسیم؟). سالن مطالعه سمت جاده بود، مخزن کتاب‌ها آن‌طرف ساختمان که ساکت و آرام است. سالن مطالعه زنان و مردان جدا بود، اما طوری نبود که زنها بتوانند توی سالن مطالعه بدون حجاب باشند. صدای زنگ تلفن‌ مرتب شنیده می‌شد از قسمت کتابدارها. گند زده است معمار محترم.
کتابدارها خوب بودند، درست‌درمان کمک می‌کردند به آدم. سالن مطالعه هم خلوت بود، به این دلیل که فصل کنکور و امتحانات نیست و کتابخانه هم تقریباً خارج از شهر است. هرچند به دانشگاه‌های علوم‌پزشکی و پردیس دو منابع طبیعی خیلی نزدیک است. ولی دانشگاه‌ها هم خودشان کتابخانه و سالن مطالعه دارند لابد. خلاصه به نظرم پول را اُو-گُو زده بودند حسابی. گرچه همین هم غنیمت است.

۲ نظر:

  1. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخ دادنحذف
  2. خیلی هم درسته حس‌هاتون عزیز پشتکاری:ط
    بعد، یه فیلم دیدم چند روز پیش‌، هنری اند جون، فیلمه در نظر بنده پ.ورن بود. کارگرادان‌ش لابد چنین فکری نکرده چون اوما ترومن پ.ورن بازی نمی‌کنه
    بعد اسم شخصیت اول
    anais
    بود. خیلی خوشگل تلفظ می‌شد. تنها دلیلی که فیلمه رو تا ته دیدم.
    بعد، الان دیدم اینجا هم می‌تونه اون‌جوری تلفظ شه

    پاسخ دادنحذف