این روزها گهگاهی دچار حس «میدانم میخوام در ادامه چه کار کنم» میشوم. یک لمحات خوبی است. شبیه همان «خوش شده ام خوش شده ام پارهی اتش شدهام» های چاردهسالگی است. اما نه آنطور آتشین و انقلابی. آرام و پیرزنانه است و دلم میخواهد که خردمندانه باشد. خردمندانه کلمه گندهای است برای آدمی مثل من که تازه دو روز است غذایش را خودش میپزد و هنوز تحت تاثیر فیلم سفر جادویی از ماشین رختشویی میترسد، اما فکر میکنم همین خواستش امیدوارکننده است. برنامههای جدی دارم برای این که باری در آن مسیر گام بگذارم. طول میکشد تا بتوانم برنامهها را عملی کنم و پیرتر میشوم، که بلکه هم بهتر باشد.
اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۳
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر