مرداد ۱۹، ۱۳۸۹

نکنید

گاهی زن‌های دیگر با کون آرنج‌شان می‌زنند به‌ پهلویم و با خنده می‌گویند: چه‌قدر حساس ئی تو. منظورشان این است که چه‌را مثل ما عادت نمی‌کنی به کلیشه‌های جنسیتی، به تحقیر روزانه‌ی مادام‌العمر و تبعیض‌های جیغ. شاید مثل بیماران هموفیلی که خون‌شان نمی‌بندد چون ویتامین K کم است توی خون‌شان، من هم چیزی توی روحم کم دارم که عادت نمی‌کنم. نابرابری‌ها هیچ‌وقت برایم عادی نمی‌شوند و می‌مانم توی بهت و خشم و اغلب استیصال. مزمن و مکرر بودن‌شان کمکم نمی‌کنند به‌شان عادت کنم. جراحتی است که رویش زخم نمی‌بندد.
این کونه آرنج‌هایی که به‌م می‌زنند نمک است روی آن جراحت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر