بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

بچهک

سروین چهل‌ونیم درجه تب داره. مامان گفت تشنج هم داشته. گفت باید پاشویه‌ش می‌کردن اما اجازه نمی‌داده و مقاومت می کرده. اون‌قد گریه کرده که از خستگی خواب رفته. یک اطلاعاتی ته ذهنم است درباره عوارض تب و تشنج که جرات ندارم درباره‌ش سرچ کنم. نرفتم بیمارستان ببینمش. تازه اسمم رو یاد گرفته. می‌گه نِنار. می‌گه و غش‌غش می‌خنده. اون وخ که حالش خوب بود.
اینا رو می‌نویسم از لحاظ تسلای دل خودم. مثل یک‌جور دعا کردن.




۳ نظر: