بهمن ۱۵، ۱۳۸۸

الم‌شنگه

قهر کرده ام و ناهار نخورده ام. گشنه ام. اگر توی امتحان‌ها بودم، آمده بود با بوس و ناز و منت برده بودم پایین و نشسته بود تا ناهارم را بخورم. اما حالا لزومی نمی‌بیند لابد.
اگر امتحان داشتم که اصلن این دعوا راه نمی‌افتاد. هرچی می‌گفتم تایید می‌کرد و این‌جوری نمی‌شد. بچه اش من نیستم. مدارج تحصیلی بچه‌هایش هستند. برای آن‌ها همه کاری می‌کند.
چرا این‌ها را این‌جا می‌نویسم؟ جای دیگری ندارم. وبلاگ خوب است. می‌شود برایش حرف زد. نمی‌شود سر گذاشت روی شانه‌اش ولی. نمی‌شود پیراهنش را نم‌ناک کرد.

۲ نظر:

  1. می شود. همیشه هم که پیراهنش خیس اشت.

    پاسخ دادنحذف
  2. وبلاگ خوب است. می شود برایش حرف زد. نمی شود سر گذاشت روی شانه اش ولی. نمی شود پیراهنش را نمناک کرد...
    ..
    عالی بود
    بوس

    پاسخ دادنحذف