دلم کمی گرفته. ولی باید بروم بقیه گزارش پروژهم را به رشته تحریر در بیاورم. مقرر کرده بودم که تا امروز امادهی تحویل باشد اما تمام دیروز را ولنگاری کردم. چون از شب قبلش ناگهان انگیزهم را برای تحویل در روز یکشنبه از دست دادم. به دلیلی بسیار واهی و بنا شده بر توهمات بیاساس خودم. حالا دیگر فرقی نمیکند سهشنبه تحویل بدهم یا چهارشنبه. دلم از هماین گرفته لابد. کمی هم با مامانم قهر ام. آن هم به دلایل واهی. راستش حتا نمیدانم واهی یعنی چه.
خرداد ۰۹، ۱۳۸۹
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر