یکربع مانده به تحویل سال با اسمس اولدوز بیدار شدم. قبلش بیستبار ساعت موبایل را اسنوز کرده بودم. فقط فرصت کردم صورت را بشویم. یکبار هم خوابهای طلایی را زدم که هدیه تولدم به خودم بود ولی تازه دو هفته است که میتوانم بدون غلط بزنمش. مه برایم یک فنجان چای و دوتا نونعیدی آورد که هولههوله خوردم. ذهنم خالی بود. حافظ باز کردم ولی نتوانستم یک غزل را انتخاب کنم و بخوانم. با پیژامه نشسته بودم سر هفتسین خندهداری که روی میز خودم چیده بودم. لپتاپ هم روشن بود و ثانیهشمار سایت تحویل سال بالا بود. پریدم پیرهن نویم را پوشیدم. پیرهن شادی است. رادیو را هم روشن کردم. دعای حال و حول را میخواند. وسطش هوس کردم من باهارم تو زمین گوش کنم. گوگیجه. نمیدانستم به چی فکر کنم یا چه آرزویی بکنم. درستتر، نمیدانستم باید آرزویی بکنم یا نه. چندسال قبل تکلیف را روشن کرده بودم که خوب است، سنت بیضرری است، بنشین آرزو کن، دل بده به این چند لحظه. اما ذهنم دوباره داشت مسئله را بررسی میکرد و من هم آنقدری بیدار نبودم که خفهاش کنم. سال که تحویل شد با وبکم لپتاپ از هفتسین و صورت رنگپریدهام عکس گرفتم. بعد نشستم چندتا آهنگی که بلدم را زدم. گفته بودم که چندروز پیش سهتار گرفتم دستم و خیلی یکهویی ستارهآسمون نقش زمینه را زدم. چندروز بعدش که رفتم کلاس، خداجون بهم یک درس جدید داد به اسم «عزیزجون» که ملودیاش همین بود. با پیانو خیلی قشنگتر است. عصر هم رفتم دوچرخهسواری. جنگل سبز شده بود. این مدت از بس برف و بوران بود ندیده بودمش. خیلی قشنگ بود.
الآن که شب شده یادم آمد چه آرزویی داشتم. آرامش میخواستم برای امسال. امروز که آرام بود. خوب بود امروز. الآن هم منتظرم مه بیاید و بستنی بیاورد. شاید هم با هم فیلم ببینیم. از فردا باید دوباره کار کنم.
پن: بچه که بودم فکر میکردم سالتحویل یعنی این که باید ما آدمها سال نو را تحویل بگیریم یا سال قبل را تحویل بدهیم. مثل وقتی میامدند در مهدکودک دنبالمان و مربی مارا تحویل میداد.
الآن که شب شده یادم آمد چه آرزویی داشتم. آرامش میخواستم برای امسال. امروز که آرام بود. خوب بود امروز. الآن هم منتظرم مه بیاید و بستنی بیاورد. شاید هم با هم فیلم ببینیم. از فردا باید دوباره کار کنم.
پن: بچه که بودم فکر میکردم سالتحویل یعنی این که باید ما آدمها سال نو را تحویل بگیریم یا سال قبل را تحویل بدهیم. مثل وقتی میامدند در مهدکودک دنبالمان و مربی مارا تحویل میداد.
سال نو مبارک . شاید دلت نخواد که بدونی من اول سالی حالم چطور بود ، شاید اگر بنویسم حالت گرفته بشه ، هزار تا شاید دیگه . من فال زدم حافظ گفت : امسال هم مثل پارساله زور زیاد نزن . اما خب اگر راستش رو بخوای من هم زیاد بدم نیومد از فالم . من همیشه در جواب کسانی که می گویند حالت چطور است می گویم : همین قدر که بد نیستم ، کلی خوبم . حال تو هم آروم شروع کردی خوبه . موفق باشی و سال خوبی رو در پیش داشته باشی .
پاسخ دادنحذفﺳﺎﻝ ﻧﻮﻉ ﻣﺒﺎﺭﮎ.
پاسخ دادنحذفﻓﮑﺭ ﮐﻨﻢ این ﻧﻮﺭﻭﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻫﻤﻪ ﻧﻈﺮﻧﺪ.
ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ.
ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ.
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﺩﻟ ﺧﻮﺵ.