ما نمیدانستیم چه کنیم. گاهی از شوق فریاد میکشیدیم. کفشهای سپید من پر از لکهای آبیبنفش شده بود. نمیدانستیم کدام سو را نگاه کنیم. میخواستیم تمام آنچه پیش رویمان بود را در خود فرو ببریم، اما بلد نبودیم و بیقراری میکردیم. مثل وقتی موسیقی اسرارآمیزی بیهوا به گوشَت میرسد و تمام وجودت به تکاپو میافتد که آن را درک کند و در خود نگه دارد. گاهی از ته دل آه میکشیدیم و گاهی خنده سرمی دادیم. زیر پایمان دریای سبزی بود که بهعمرمان ندیده بودیم. خلوت کمیابی داشتیم با صدای پرندههایی که نمیدیدیم.
ساکت بودم و حس میکردم با سکوت میتوانم آن لحظهها را برای مدت بیشتری نگه دارم. گلهای ناشناختهی ریزی که روی آن تپه بودند کفشم را رنگ میکردند. تمام آنچه در شهر ذهنم را درگیر میکند از سرم میگذشت و بهسادگی ازشان میگذشتم. در برابر آن افکار بیپایان پریشان دیگر احساس درماندگی نمیکردم. انگار که دغدغههای سالهای دور بودهاند که امروز باید به پیشپاافتادگی و بیهودهگیشان لبخند بزنم.
غروب، توی خانه، خواهرم عکسها را یکییکی نگاه میکند و ناراضی است. نه، اینها همهاش نیست. اینها یک ذرهاش هم نیست. نمیداند که هوای یک سرزمین را نمیشود با هیچ دوربینی ثبت کرد. همآنطور که نمیتوانی با گرفتن عکس یک آدم عشقی که در دلش دارد را تصویر کنی. هر شعری، آهنگی، تصویری شاید یک ذرهاش را شبیهسازی کند. تمامش را، حقیقتش را، نه.
غروب، توی خانه، خواهرم عکسها را یکییکی نگاه میکند و ناراضی است. نه، اینها همهاش نیست. اینها یک ذرهاش هم نیست. نمیداند که هوای یک سرزمین را نمیشود با هیچ دوربینی ثبت کرد. همآنطور که نمیتوانی با گرفتن عکس یک آدم عشقی که در دلش دارد را تصویر کنی. هر شعری، آهنگی، تصویری شاید یک ذرهاش را شبیهسازی کند. تمامش را، حقیقتش را، نه.

اینجا احیانا هزار دره نیست . شاید هم هزار تپه . نزدیک آرامگاه خالد نبی . یه جایی طرفای کلاله توی ترکمنصحرا؟
پاسخ دادنحذفمن همچین جایی رو دیدم ولی نه توی این فصل . خرداد ماه رفتم . سبز نبود . باورم نمی شد تا چشم کار میکنه ادم تپه ببینیه . هنوزم وقتی می خوام واسه کسی تعریف کنم اونجا چطور بود هیجان زده می شم
آنا جان آدرست نبود مجبورم هم این جا جواب بدم
پاسخ دادنحذفدرست گفتی. مسیر همون آرامگاه ئه. البته این عکس مال خیلی قبلش ئه. بهترین وقت برای اونجا رفتن فروردین ئه
نگار. یه چند وقتی بود می خواستم ازت یه سوال بپرسم یادم میرفت. خواستم بدونم تو این ورا گروه قابل اعتمادی که تورهای درست و حسابی برای جاذبه های این اطراف برگزار کنه می شناسی؟ دوستای من گاهی از تهران میان و می خوان این ورا رو بگردن، من خودم بیشترش رو نرفتم و نمی تونم راهنمایی شون کنم و جایی رو هم نمی شناسم که بسپرمشون.
پاسخ دادنحذفمستقیمن نمیشنام اما میدانم که هس. اگه بخوای برات میپرسم
پاسخ دادنحذفهرچن خوش ندارم اصلن تهرانیها بیان این ورا
اينجا رو بهش ميگن قايرا محلي ها. يك جايي حوالي كلاله يا شهرستان گنبد تو استان گلستان.
پاسخ دادنحذفاحتمالاً هم حوالي زيارتگاه خالد نبي و اون قبرستان چيز و عجيب و غريب و چيز !!!
درسته اسماعیل.
پاسخ دادنحذفاگه احیانا دم دستت بود و بدون زحمتی تونستی بپرسی ممنون میشم بگی. خودم هم دوست دارم قبل رفتن این ورا رو بگردم. از اون تهرانی آپارتمان سازها هم قول میدم اینورا نیارم.
پاسخ دادنحذفبحث آپارتمانسازی نیس سرمه
پاسخ دادنحذفمسئله این ئه که تهرانیها همهجاهای دیگه رو تفریحگاه خودشان میدانن. اونجوری که میگن "شمال" چندشم میشه
بهخصوص ستارهآباد که هویت خودش رو داره و بدم میاد بچسباننش به یه ردیف شهر بیربط
ولی برات می پرسم ایمیل میزنم