آبان ۰۱، ۱۳۸۸

دونقطه دی که من ام

فکر کردم بیام این‌جا اعلام کنم که از فردا می‌خوام درس بخوانم و دیگه روزی شیش تا پست نخواهم نوشت. بل‌که توی رودربایستی گیر کنم و واقعن نیام. بله! سه ماه و نیم مانده تقریبن به امتحان فوق و من تازه تصمیم گرفتم که درس بخوانم. رشته ما هم که جانش را بگردم بیست و چن تا کتاب داره برای امتحان. دوهفته هم که اون وسطا علاف امتحانای پایان‌ترم ام. یعنی خجسته که می‌گن مصداقش من ام ها.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر