مهر ۱۰، ۱۳۸۸

ای‌‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی

اولین بار که رفتم دفتر دکتر ممدسن برای پروژه باهاش صحبت کنم، همون اول کار یک سوتی خیلی بدی دادم. یه چیزی ازم پرسید که من اشتباهی یه چیز دیگه جواب دادم. با این که هر وقت یادم می‌آد از خنده منفجر می‌شم اما آزارم هم می‌ده. یعنی لعنتی سوتی تاریخی‌ای شد. بدتر از اون میان‌یابی توی جدول فولاد حتا. برم بمیرم اصلن با خنگ‌بازیام.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر