هیچوقت هم به روت نیاوردم که توی اون شعری که برام فرستاده بودی چه سوتی عظیمی داده بودی. میخوام بگم که ببین من ملالغطی که از حرف زدن و نوشتن و شعر خواندن همه ایراد میگیرم و دست خودم هم نیس، چهقد دوسِت داشتم که هیچ به روت نیاوردم و الف تا جیم حرف نزدم. بدیش این ئه که این دوس داشتنای منو نمیبینی. بعد هی خیال میکنی دوستت ندارم. بعد خودم که این دوستتداشتنامو میبینم خندهم می گیره از این اوضاع. حالا شاید یه روزی وقتی خیلی بزرگ شدیم و این بچهبازیا به تاریخ پیوست بشینم برات تعریف کنم که تو هم بخندی.
آبان ۱۰، ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ ...
پاسخ دادنحذف