این خانمه مال ایل شاهسون بود. نان این یکی آماده نبود که بخورم.
آلاچیق قزاقها
خود قزاقها
آقا ایمان پسر قزاق. حیف که مامانش نذاشت از خودشم عکس بگیرم
آقا توحید. یک پسر قزاق دیگه با مامانش
آقایونی که جلوی تالار میرقصیدن. فک کنم لر بودن
این خانمه مال ایل شاهسون بود. نان این یکی آماده نبود که بخورم.
آلاچیق قزاقها
خود قزاقها
آقا توحید. یک پسر قزاق دیگه با مامانش
آقایونی که جلوی تالار میرقصیدن. فک کنم لر بودن
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر