آبان ۲۵، ۱۳۸۸

یاد من کن

شب غربتم ئه. توی سایت دانشگاه ام. کیبرد لچَر ئه. یهو برام سوال شد که آیا مردمان زمین همیشه یک روز تعطیل در هفته داشتن؟ اصلن هفته چه جوری درست شد و چرا همه کشورها "هفته" دارن و مثلن "هشته" ندارن؟ نکنه دارن و من خبر ندارم؟ از کی "هفته" خلق شد؟ از همون وقتی که تقویم درست شد؟ شنیدم اسم روزای خارجکی از روی اسم ماه و خورشید و این جور چیزا بوده. سان دی و مان دی و اینا. شنبه اینا چی؟ بعد خب این که تصمیم بر این شد که یک روز تعطیل باشه چیز سوال برانگیزی نیست برام. شاید اصلن فلسفه وحودی کل "هفته" اون یه روز تعطیلش باشه. بعد از کی توی ایران قرار شد که جمعه ها تعطیل باشه؟ از زمان اسلام؟ قبلش چندشمبه ها تعطیل بوده؟ حالا که توی سایت نشستم سختم ئه برم سرچ کنم. یعنی نوشتن هم عذاب ئه با این کیبرد چرک قُشمه. ولی می دانم فرداروز که برگرئم سر خانه کله همه اینا یادم می ره. آدمی که شام و ناهارش آماده ئه، غم و غصه نداره، می ره پی الواطی چه کار هفته و ماه و سال داره. نوشتم که یادم بمانه. حالا شاید فردا برم بخش مراجع کتابخانه دانشگاه. هرکی اینو خواند یاد من باشه که غریب ام امشب. تنهام. در همین راستا عشقم گل کرده -مث گلمژه!-. یکشنبه میانترم دارم. خانه م هنوز سوسک داره. نیم فاصله ندارم. یادم باش.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر