skip to main
|
skip to sidebar
نگارش
اسفند ۰۸، ۱۳۸۸
جادهها که امتداد مییابند
پست قبلی را شروع کرده بودم که بگویم چهقدر دلم برای جاده تنگ میشود. پرچنهگی کردم، یادم رفت. این عکس را از پشت شیشه اتوبوس گرفتهم. بهار امسال. درازنویم هم دیده میشود. باید دقت کنید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
پیوندها
My Life Calendar
آملی
اولدوزلار
باز هم از سر نو
باید بنویسم
برهنگی
به همین سادگی
خواب زمستانی
راز
رهایی از رستگاری
زهرا موثق
ساز نو، آواز نو
شادی
شدرم
لنگدراز
مثل آب، مثل آتش
ناژو
گاو خونی؛ بانو و حسین نوروزی
گلمریم
یک زن، یک حس، یک نقطه
بايگانی وبلاگ
◄
2016
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
2014
(17)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(2)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(4)
◄
مارس
(3)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2013
(22)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2012
(46)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(6)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(4)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(6)
◄
مهٔ
(3)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2011
(27)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(1)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(2)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(3)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(1)
▼
2010
(134)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(8)
◄
اکتبر
(5)
◄
سپتامبر
(9)
◄
اوت
(9)
◄
ژوئیهٔ
(9)
◄
ژوئن
(7)
◄
مهٔ
(16)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(24)
▼
فوریهٔ
(14)
چو جورت میبرم
جادهها که امتداد مییابند
اولکام
عیش
:(
فرزانخانم
ای آن که تو را دیدن، انگیزهی گویاییاست
که نگارت شوم
من، یوکو، ساداکو
و من، رها شده در باد
آخرین روز
این جا برای از تو نوشتن هوا کم است
بازی
المشنگه
◄
ژانویهٔ
(7)
◄
2009
(111)
◄
دسامبر
(16)
◄
نوامبر
(16)
◄
اکتبر
(21)
◄
سپتامبر
(29)
◄
اوت
(15)
◄
ژوئیهٔ
(7)
◄
ژوئن
(7)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر