دیدم طراحی ماشین۲ رو دکتر ممدسن ارائه کرده، جیگرم خون شد خب. من یک رو با ممدسن پاس کردم. بعدش ممدسن رفت خارجه واسه فرصت مطالعاتی. ینی من ۲ رو با یکی دیگه پاس کردم. بعدش گفتم عب نداره مث خرِ خران میرم سر کلاسش میشینم. اون وخت همه خاطرات ترم پنجم آمد جلو چشمم. ممدسن دو تا میدترم می گرفت. هر کدام شیش-هفت نمره. هفت نمره هم پایان ترم. بعد یه جوری سخت میگرفت که سر همون میدترم اول نصف کلاس میرفتن حذف می کردن درسو. من بچه زرنگ نبودم. افتادن برام یه چیز عادی بود. نمیدانم چه کرمی افتاد بود به جانم که حتمن پاس کنم درس ممدسن رو. از امتحان اولی نصف نمره رو گرفتم. امتحان دومی دهنم رو صاف کرد. یه هفته طول کشید تا نمره هارو بده. منم هییییچ تصوری نداشتم از جوابایی که توی برگه نوشته بودم. ینی بعد از امتحان هرکی یه روایتی داشت و معلوم نبود چی به چی ئه. به دلم افتاده بود که صفر میشم این امتحانو. بعد توی اون یه هفته، من مُردم. له شدم. حالا نه که پیشنیاز چیز مهمی باشه. نه که خیلی حیاتی باشه پاس کردنش. اما فک می کردم اگه اینو بیفتم دنیا به آخر میرسه. برعکس سیالات که مهم بود پاس کردنش و پیشنیاز خیلی درسای آینده بود اما من یه هیچجام نبود. بعد اینجوری بود که اگه سر یه کلاس دیگه صحبت از تنش برشی میشد، این تنش برشی یه نکته مهمی بود که توی یکی از مسئله های امتحان باید لحاظ میشد، صحبتش که میشد من حالم بد میشد. ینی داغون میشدم. حتا یه بار سر یه کلاسی رفتم از کلاس بیرون، یه کمی توی دسشویی گریهزاری کردم و بعدش برگشتم. شایدم این امتحان و اینا بهانه بود. دلم برای خانه و شهرم تنگ شده بود. اونم شاید بهانه بود. واحد زیاد برداشته بودم و سنگینی درسا بود که بیطاقتم کرده بود.
الانم یه همچو حالی دارم. هرچی منو یاد نون میندازه حالمو خراب میکنه. اما میگم نکنه نون هم بهانه باشه. درد من لابد یهچیز دیگه ئه. من همچه آدمی نیسم آخه. که به خاطر یه نفر دیگه اینجوری زار و پریش بشم. اما چهجوری میشه فهمید آخه. تف به این روزگار.
الانم یه همچو حالی دارم. هرچی منو یاد نون میندازه حالمو خراب میکنه. اما میگم نکنه نون هم بهانه باشه. درد من لابد یهچیز دیگه ئه. من همچه آدمی نیسم آخه. که به خاطر یه نفر دیگه اینجوری زار و پریش بشم. اما چهجوری میشه فهمید آخه. تف به این روزگار.
Find another boy friend ! ;)
پاسخ دادنحذفآخرم که نفهمیدم درستو پاس شدی یا نه
پاسخ دادنحذفمنم فک می کردم همچه آدمی نیستم ولی تصورات ما درباره ی خودمون به شکل بی رحمانه ای اغلب صد در صد غلطه!
آره. پاس شد. از هر سه تا امتحان نصف نمره رو گرفتم و با ده پاس شدم. دهی که از هر بیستی بیشتر میارزید برام
پاسخ دادنحذف