skip to main
|
skip to sidebar
نگارش
شهریور ۱۷، ۱۳۸۸
بار دیگر شهری که دوس می دارم
فقط میتانم بهت بگم زندهباد
فقط می تانم برات هورا بکشم
فقط می تانم بگم جانته بگردم
«شهر» فقط تویی و بس
روسفیدم کردی ستاره آباد. به زندگی امیدوارم کردی. ممنونت ام همه عمر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
پیوندها
My Life Calendar
آملی
اولدوزلار
باز هم از سر نو
باید بنویسم
برهنگی
به همین سادگی
خواب زمستانی
راز
رهایی از رستگاری
زهرا موثق
ساز نو، آواز نو
شادی
شدرم
لنگدراز
مثل آب، مثل آتش
ناژو
گاو خونی؛ بانو و حسین نوروزی
گلمریم
یک زن، یک حس، یک نقطه
بايگانی وبلاگ
◄
2016
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
2014
(17)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(2)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(4)
◄
مارس
(3)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2013
(22)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(2)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2012
(46)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(6)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(4)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(6)
◄
مهٔ
(3)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(8)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2011
(27)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(1)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(2)
◄
ژوئن
(2)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(3)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2010
(134)
◄
دسامبر
(7)
◄
نوامبر
(8)
◄
اکتبر
(5)
◄
سپتامبر
(9)
◄
اوت
(9)
◄
ژوئیهٔ
(9)
◄
ژوئن
(7)
◄
مهٔ
(16)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(24)
◄
فوریهٔ
(14)
◄
ژانویهٔ
(7)
▼
2009
(111)
◄
دسامبر
(16)
◄
نوامبر
(16)
◄
اکتبر
(21)
▼
سپتامبر
(29)
لعنتی
شعرها و آدمها
نکتههای زندگی
گزارش میدهم
بییاری
پاییز و چند داستان دیگر
شامگاه خزانی
بچهداری
..
ظرفهایش
شب تاریک و بیم موج و گردابی چوناین هائل
قصهی مامانبزرگ
انه یورت
لطفن به گیرنده های خود دست بزنید
تو میروی و دل ز دست میرود
بچهبازی
ر...میبمل...ر...میبمل...ر...میبمل
شکن شکن، که شیارت کنم شکن
نوایی
این روزها
...
میدانِ دیدار
استورژ...
بار دیگر شهری که دوس می دارم
گوندگی
گونتخاب واحد
هوش سرشار
من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
I'm a yellow, yellow, yellow girl
◄
اوت
(15)
◄
ژوئیهٔ
(7)
◄
ژوئن
(7)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر