دلم میگیره وقتی مامان میگه : «ظرفهام» رو شستم، «غذام» رو پختم. از اون میم مالکیتی که میچسبانه به غذایی که برای ما پخته و به ظرفهایی که ما کثیف کرده ایم و او شسته. انگار خودش باور داره که پختن و شستن وظیفه اون ئه.
دلم میگیره اما حاضر نیستم خودم ظرفها رو بشورم.
دلم میگیره اما حاضر نیستم خودم ظرفها رو بشورم.
مامان من اینو یه جورایی عبادت می دونه..
پاسخ دادنحذفایمان قلبشونو جلا داده